خانواده

تدلیس در نکاح

فسخ نکاح

✅چکیده:
صرف ازدواج سابق بدون اینکه بکارت و صفت کمال زوجه زایل شده باشد، از مصادیق تدلیس و از موجبات فسخ نکاح نیست، ولی از آنجا که در ازدواج اول بین هر پسر و دختری حسب عرف مسلم و متداول در جامعه ایران باکره بودن دختر به عنوان وصف کمال، مقصود پسر بوده و به عنوان یک شرط مبنائی نانوشته محسوب است که عقد نکاح مبنیا ًبر آن واقع می‌شود و درصورتی‌که معلوم شود زوجه به هنگام ازدواج دوشیزه نبوده و فاقد صفت کمال بوده است این امر می‌تواند از مصادیق تدلیس در ازدواج فی‌مابین محسوب گردد.

🔹تاریخ رای نهایی:
1393/12/06
🔹شماره رای نهایی: 9309970906801226

✅رای دیوان

اعتراضات وکیل زوج فرجام‌خواه نسبت به دادنامه شماره 744- 93 مورخ 23/6/93 شعبه یازدهم دادگاه تجدیدنظر استان مازندران که در جهت تأیید رأی بدوی انشاء گردیده و بر اساس دادنامه نخستین در خصوص دعوی زوج فرجام‌خواه به خواسته صدور حکم بر فسخ نکاح حکم بر بطلان دعوی ایشان صادر شده مالاً وارد بوده و دادنامه فرجام‌خواسته به علت نقص تحقیقات در خور نقض است زیرا وکیل زوج فرجام‌خواه به شرح دادخواست تقدیمی و توضیحات بعدی در جلسات دادرسی با ادعای اینکه زوجه فرجام‌خوانده قبل از ازدواج با موکلش دارای سابقه ازدواج با فرد دیگری بوده و در موقع ازدواج خود با موکلش این امر را از وی مکتوم داشته و به‌علاوه برخلاف اینکه خود را دوشیزه معرفی نموده باکره نبوده است و در نتیجه در این ازدواج اخیر خود نسبت به موکلش مرتکب تدلیس گردیده لذا مستنداً به ماده 1128 قانون مدنی تقاضای صدور حکم بر فسخ نکاح را نموده است. محتویات پرونده مبین آن است که با وجود اینکه زوجه فرجام‌خوانده دارای سابقه ازدواج بوده معهذا در سند ازدواج فی‌مابین متداعیین که رونوشت آن پیوست پرونده بوده اولاً: تصریح گردیده که زوجین فاقد سابقه ازدواج می‌باشند و ثانیاً: زوجه فرجام‌خوانده هم دوشیزه توصیف گردیده است و به‌علاوه زوجه فرجام‌خوانده در مدافعات خود به شرح صورت‌جلسه دادرسی مورخ 1/3/93 ضمن اقرار بر ازدواج سابق خود اضافه نموده که یک ماه بعد طلاق گرفتم و فقط عقد کرده‌ایم و عروسی نکرده‌ایم و در زمان عقد با خواهان دختر بوده‌ام و به این ترتیب بر باکره بودن خود در زمان ازدواج با خواهان (فرجام‌خواه) تأکید ورزیده است و چون در ازدواج اول بین هر پسر و دختری حسب عرف مسلّم و متداول در جامعه ایران باکره بودن دختر به عنوان وصف کمال، مقصود پسر بوده و به عنوان یک شرط مبنائی نانوشته محسوب می‌گردد که عقد نکاح مبنیاً بر آن واقع می‌شود لذا زوجه فرجام‌خوانده که در ازدواج با فرجام‌خواه خود را دوشیزه و باکره معرفی نموده قدر مسلم این است که باکره بودن نامبره وصف مقصود فرجام‌خواه در ازدواج با ایشان محسوب بوده و عقد نکاح فی‌مابین آنان بر مبنای این شرط و وصف مقصود منعقد گردیده است و درصورتی‌که معلوم شود زوجه فرجام‌خوانده به هنگام ازدواج با فرجام‌خواه دوشیزه نبوده و فاقد صفت کمال بوده است این امر می‌تواند از مصادیق تدلیس در ازدواج فی‌مابین محسوب گردد هرچند که صرف ازدواج سابق فرجام‌خوانده بدون اینکه بکارت و صفت کمال وی زایل شده باشد ولو اینکه این امر را در ازدواج خود با فرجام‌خواه مکتوم داشته باشد عرفاً از مصادیق تدلیس محسوب نبوده و از موجبات فسخ نکاح نخواهد بود از این‌رو برای روشن شدن قضیه و احراز اینکه آیا زوجه فرجام‌خوانده در ازدواج اخیر خود با فرجام‌خواه کماکان باکره و از وصف کمال برخوردار بوده است یا خیر ضرورت داشته که وضعیت طلاق سابق ایشان که حسب ادعای وکیل فرجام‌خواه در جلسه دادرسی مورخ 1/3/93 در دفتر طلاق شماره… به سردفتری آقای م.خ. انجام شده و قطعاً برای اجرای طلاق اخذ مجوز از دادگاه و صدور حکم در خصوص مورد از دادگاه ذی‌صلاح ضرورت قانونی داشته و قطعاً در پرونده قضائی متشکله هم چگونگی روابط زوجه فرجام‌خوانده با شوهر سابقش و اینکه هنوز در دوران عقد بوده یا اینکه عروسی انجام داده‌اند و در این پرونده زوجه خود را مدخوله معرفی نموده یا باکره کاملاً معلوم و منعکس گردیده مورد بررسی قرار گیرد به این نحو که لازم بوده که دادگاه محترم موضوع طلاق فی‌مابین زوجه فرجام‌خوانده و شوهر سابق وی را که شخصی به نام ح.خ. معرفی گردیده از دفتر طلاق ذی‌ربط استعلام و رونوشت طلاق‌نامه را مطالبه معلومیت اینکه بر اساس حکم صادره از چه دادگاهی صیغه طلاق جاری و به ثبت رسیده پرونده قضائی مربوطه را از دادگاه ذی‌صلاح مطالبه و پس از وصول آن خلاصه مفید آن را در صورت‌مجلس منعکس و تصاویر اوراق ضروری این پرونده خصوصاً صورت‌مجلس مربوط به اظهارات زوجین را استخراج و پیوست پرونده امر نموده و دقیقاً بررسی و معلوم گردد که در این پرونده آیا زوجین اعلام نموده‌اند که در دوران عقد بوده یا با هم عروسی کرده‌اند و آیا زوجه خود را مدخوله معرفی نموده یا باکره و علت و سبب صدور حکم طلاق چه بوده است و پس از انجام تح قیقات مذکور چنانچه دادگاه هر اقدام و تحقیق دیگری را که لازم و در مقدرات دعوی مطروحه مؤثر تشخیص دهد در اجرای ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی نسبت به انجام آن اقدام و سرانجام بر اساس نتیجه محصله نسبت به صدور رأی مقتضی اقدام نماید بنابراین دادنامه فرجام‌خواسته که بدون توجه به مراتب مرقوم در فوق انشاء گردیده به علت نقص تحقیقات و رسیدگی قابلیت ابرام را نداشته مستنداً به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه مرقوم رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادرکننده رأی منقوض ارجاع می‌گردد تا پس از تکمیل تحقیقات در موارد مرقوم در فوق بر اساس نتیجه حاصله رأی مقتضی صادر فرمایند.

🔹رئیس شعبه 8 دیوان‌عالی کشور- مستشاران

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن